درباره آنومی

درباره آنومی

آنومی یا هنجار بی هنجار ؟!

این کلمه اولین بار توسط جامعه شناس فرانسوی امیل دورکیم در کتابش با نام خودکشی مطرح شد. دورکیم معتقد بود یکی از گونه‌های خودکشی نتیجه‌ی شکاف اجتماعی افراد جامعه با استانداردهای آن جامعه است. وقتی یک جامعه در حالت آنومی قرار دارد ،ارزش‌ها و قوانین مختلف دیگر نه قابل فهم و نه اجرا می‌شوند و نه قوانین و ارزش‌های جدیدی تولید می‌شوند. در چنین وضعیتی افراد جامعه احساس بیهودگی، بی‌هدفی، پوچی و نا امیدی می‌کنند. تلاش بیهوده به نظر می‌رسد چرا که دیگر تعریفی از هدف  مطلوب وجود ندارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این وضعیت بیشتر در آدم‌هایی دیده می‌شود که امکانات برای دستیابی به هدف ‌هایشان هیچ‌وقت در اختیارشان نبوده! اهداف ممکن است در حد مفاهیم نهادینه شدن در افراد اهمیت پیدا کنند! این معیارها مطابق معیارهای استاندارد جامعه است اگرچه که معیارهای غیر مشروع هم ممکن است استفاده شوند! تاکید بیشتر روی اهداف و نه امکانات باعث ایجاد استرس در افراد می‌شود که آدم‌ها را در مقابل ساختارهای اجتماعی قرار می‌دهد! به عنوان مثال اگر یک جامعه اعضایش را به سمت ثروت اندزوی سوق بدهد و امکانات این ثروت اندوزی را در اختیارشان قرار ندهد، این باعث می‌شود که افراد جامعه قوانین را نقض کنند. و بعد به دنبال نقض قوانین، نهادهای نظارتی دائم به دنبال جریمه و تنبیه هستند و همین می‌شود که رفتار افراد جامعه غیرقابل پیش بینی می‌شود. دورکیم این کلمه را در علم جامعه شناسی مطرح و بررسی کرد اما این کلمه در رواشناسی و برای افراد هم استفاده می‌شود. افرادی که ذهنشان دیگر هیچ حسی برای ادامه دادن واجبار را ندارد و تمام قوانین اجتماعی را پس می‌زند. افراد جامعه به این فکر می‌کنند که سیاستمداران نسبت به نیازهای آنها بی تفاوت هستند.

درباره گروه آنومی
پخش ویدیو
انتخاب کنید

با ما در آنومی همراه باشید